محمد مهريار
190
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
« كوشك بامداد » و « بام » به اين معنا در ادبيات و زبان فارسى رايج است كه ما محض اختصار از توضيح آن در مىگذريم و خود كلمهء « بامداد » براى مثال كافى است . « 1 » بجگرد Bejgerd بجگرد نام ديهى است كه برحسب تقسيمات 1365 آن را جزو دهستان اشترگان به حساب آوردهاند ولى در سوابق ايام من به ياد دارم كه گفته مىشد جزو دهستان گركن است ، چون به آنجا خيلى نزديك است . به هر صورت اين ديه با خواهر نزديكش اجگرد هر دو در شهرستان فلاورجان واقع است و هر دو واژه قديمى و بسيار از نظر واژهشناسى فاخر و جليل بهشمار مىآيد . در دهستان اشترگان كه ما براى آن عنوان خاصى منعقد داشتيم به تفصيل گفتوگو شده است ( نامواژهء اشترگان ديده شود ) اجمال آنكه اين منطقه از مناطق كهن اصفهان بوده و دچار حوادث و تغييرات و پيشامدهاى بسيار گرديده و آثار كهن در آنها از بين رفته و نشانههاى قدمت را فقط در پيشانى نام آنها مىتوان خواند . به همين دلايل اخلاق عمومى و اجتماعى و خاصّه قومى نيز در بلوك لنجان از بين رفته و از خصايص مردم و معيشت آنها اثر آشكار و بارزى نمىتوان يافت . هر ديه را كه بنگرى خانههاى خشتى و سقفهاى چوبى و كوچههاى درهم برهم و حمامى و مدرسهاى محفوف در اشجار و دور و بر آن زراعت . ديگر هيچ خصوصيت بارزى در هيچ ديهى اجمالا نمىتوان يافت . بجگرد ما نيز از اين خصوصيات فارغ نيست همان كوچههاى گردآلود در تابستان و پر از گلولاى در زمستان زراعتى و اشجارى و همين و همين . بجگرد خواهر بزرگترى دارد به نام اجگرد كه سخت به آن نزديك است . در سال 1345 اجگرد 1110 نفر و بجگرد 565 نفر جمعيت داشته است . « 2 » بنابراين اجگرد بزرگتر و بجگرد كوچكتر است . بپردازيم به واژهشناسى : و نام آن . واژهشناسى : مردم محل گاهى آن را « جگرد » و گاهى « جيگرد » تلفظ مىكنند و اين از باب تسهيل تلفظ است و الا مقصود از اين دو تلفظ همان بجگرد است . در نامواژهء اجگرد به تفصيل گفته شد كه نامواژه از دو جزء « اج » و « گرد » تشكيل يافته است . ( اجگرد ديده شود )
--> ( 1 ) - ن . ك . به : لغتنامه ذيل كلمهء بام . ( 2 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا . ص 13 .